اشکی که بی دلیل بیاید اشک دلتنگی نیست اشک بی کسی است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۳ساعت 16:20  توسط حسین | 


دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
 
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند

موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
 

صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده…
 
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک

بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
 
پسره نوشته بود… تصادف کردم

با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون

لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…

«خیلی خیلی دوستت دارم»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:25  توسط حسین | 
ای کاش گفته بودی

           عاشق دیگری شده ای

                                     من خودم عاشق بودم

                                                              درکت می کردم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:24  توسط حسین | 

یکی بود یکی نبود مال قدیماست...


الان همه باشن " تو " نباشی هیچکس نیست...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:12  توسط حسین | 

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

پیش از خواب

می‌چرخم به سمتش

حرفی نمی‌زنیم

به هم نگاه می‌کنیم

من و دیوار رو به ‌رو ...



+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:9  توسط حسین | 

از آن روزی که رفتی تمام پول شارژهایم را سیگار میخرم !

 

 

و با خیابان حرف میزنم؛همین طور پیش برود . . .


                                                                                                       گوشی ام را هم باید بفروشم و کفش بخرم !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:5  توسط حسین | 

بغض ميكنم...زماني كه ميدانم قرار است برايت روزي خاطره شوم...

0.738170001281762219_.jpg



+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 20:1  توسط حسین | 
تو رابطه ای که :

تا اس ندی یا زنگ نزنی از طرفت خبری نمیشه

اون رابطه دونفره نیست

یک رابطه 3 نفرست شایدم بیشتر . . .


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 19:58  توسط حسین | 

کاش باران بگیرد

 و شیشه ی اتاقم بخار کند

 و من همه ی دلتنگی هایم را رویش بنویسم

                      و بعد با گوشه استینم همه را به یک باره پاک کنم و  

                                                  خلاااااااااااااااااااااااااص

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 19:48  توسط حسین | 
تو این زمونه دو نفر همیشه تنهان :


دختری که آرایش بلد نیست و پسری که دروغ گفتن بلد نیست !

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان ۱۳۹۳ساعت 18:52  توسط حسین | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ساعت 19:58  توسط حسین | 

نیا باران..!

زمین جای قشنگی نیست..!

من از اهل زمینم..!

خوب میدانم که گل در عقد زنبور است..!

ولی از یک طرف پروانه را هم دوست میدارد..!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 19:59  توسط حسین | 

دلــتـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـت . . . !


یـــــک دل . . . !


یـــــک آســـمــــان

... یـــــک بــــغـــض و

ارزو هــــای تــــــرک خـــــورده

بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 14:13  توسط حسین | 

ﻫــﻮﺍ ﮔــﺮﻓﺘــﻪ ﺑــﻮﺩ ﻭ ﺑــﺎﺭﺍﻥ ﻣــﯽ ﺑــﺎﺭﯾــﺪ،

ﮐــﻮﺩﮐــﯽ ﺭﻭ ﺑــﻪ ﺁﺳﻤــﺎﻥ ﮐــﺮﺩ ﻭ ﺁﻫﺴــﺘﻪ ﮔﻔــﺖ :

ﺧــﺪﺍ ﮔــﺮﯾــﻪ ﻧــﮑــﻦ،ﺩﺭﺳــﺖ ﻣﯿــﺸﻪ !!!..

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 15:7  توسط حسین | 

قرعه کشی تمام شد

تو به اسم دیگری درآمدی

تقدیر جای خود

اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 16:32  توسط حسین | 
کاش یکی پیدا میشد که
وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ،
 به جای اینکه بپرسه “چته ؟
 چی شده ؟” ؛
 بغلت کنه و بگه “گریه کن” ...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 16:5  توسط حسین | 
عادت نَکرده ام هَنــــوز
خیال می کنَــــم
روزی باز می گردی
آرام از پشت سر می آیی،
مَـــرا کــه به انتهای خیابان خیره شُــده ام
دوباره به نامِ کوچک صِــدا می زنی
و عُمـــر تنهــــــایی ام به پایان می رســد.....
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 14:29  توسط حسین | 
بهار و این همه دلتنگی ؟؟
نه
شاید فرشته ای فصل ها را اشتباهی ورق زده است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 14:16  توسط حسین | 
یک لحظـه گـوش کـن خـــداوند ؛

جـدی میگــم . . .

نه شکوه است نه گلایه

در این دنــیا . .

حــالِ خــیلی هـا اصـلا خـوب نیـست !

... یـک دسـتی بـه زندگیـشان بکـش

لــــــــــــــــــــــــ ــــطــفا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 13:52  توسط حسین | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 13:35  توسط حسین | 
تویی که زمانی میترسیدی یه آشنا ببینتت !
یه زمانی میاد میبینی
نصــــف شهرو زیر پات میزاری
با عشقت قدم میزنی و
تو دلت میگی ...

گور بابای حرف مردم ! هرکی دید دید !
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 13:30  توسط حسین | 

مــــادرم

من هرگــــــــــز بهشت را زیر پایــــــــت ندیدم ..

زیــــــــــر پای تــــــــو

آرزوهـــــــــایی بود که از آن گذشــــــــتی، به خاطــــــــر من ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 13:28  توسط حسین | 

به چشم های خودم شاید.....

به تو که شک نمیکردم...........

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 0:27  توسط حسین | 

چه

شوری میزند دلم

وقتی در جشم دیگران انقدر

شیرین میشوی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱ساعت 23:37  توسط حسین | 

خواستم..

چشمـــهایش را از پشــت بگیرم....

دیدم طاقت اسم هایی که میگوید رانــــدارم....!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۱ساعت 18:56  توسط حسین | 

دوس دارم اخر یه روز ببرمت یه جای شلوغ ,♥

خیلی شلوغ ,♥

وایستم اون وسط نگات کنم!♥

بگم اینارو میبینی؟♥

بگی آره!♥

بگم تو هیاهوی همه این آدما ,♥

بازم من چشمام فقط دنبال تو میگرده ,♥

دلم برای تو تنگ میشه... ♥

صداهاشونو می شنوی؟♥

بگی آره!♥

بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده...♥♥♥

بگم حالا چشماتو ببند ,♥

بگو چه حسی داری!♥

بگی انگار گم شدم بین یه عالمه غریبه ,♥♥♥

بگم اگه نباشی گم میشم بین یه دنیا غریبه .....♥♥♥

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 12:0  توسط حسین | 

لعنت به تو ای “دل”


که همیشه جائی جا می مانی

که تو را نمی خواهند…!!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 11:57  توسط حسین | 
در جواب کسی که میگه دلـــم برات تنگ شده...

نــباید بگی مــــنم همـــینطور...!!

بــــاید بـــــگی کجایی؟

اومــــــدم...

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 11:4  توسط حسین | 

این روزها...بیشتر از قبل حال همه را می پرسم

سنگ صبور غم هایشان میشوم...

اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک میکنم

اما....

یک نفر پیدا نمی شود که دست زیر چانه ام بگذارد

و سرم را بالا بیاورد و بگوید:

حالا تو برایم بگو...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ساعت 13:21  توسط حسین | 

دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل…

اما بعد از تو من از همه دلیل می خواهم……….

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ساعت 13:5  توسط حسین |